تبليغاتX
سان






سان

نوروزتان پیروز
نوشته شده در 20 Mar 2012ساعت 0:17 توسط poya|


 
جادوگری که روی درخت انجیر زندگی میکند
به لستر گفت: یه آرزو کن تا برآورده کنم
لستر هم با زرنگی آرزو کرد
دو تا آرزوی دیگر هم داشته باشد
بعد ا هر کدام از این سه آرزو
سه آرزوی دیگر آرزو کرد
آرزوهایش شد نه آرزو با سه آرزوی قبلی
بعد با هر کدام از این دوازده آرزو
سه آرزوی دیگر خواست
که تعداد آرزوهایش رسید به ۴۶ یا ۵۲ یا...
به هر حال از هر آرزویش استفاده کرد
برای خواستن یه آرزوی دیگر
تا وقتی که تعداد آرزوهایش رسید به...
۵ میلیارد و هفت میلیون و ۱۸ هزار و ۳۴ آرزو
بعد آرزو هایش را پهن کرد روی زمین و شروع کرد به کف زدن و رقصیدن
جست و خیز کردن و آواز خواندن
و آرزو کردن برای داشتن آرزوهای بیشتر
بیشتر و بیشتر
در حالی که دیگران میخندیدند و گریه میکردند
عشق می ورزیدند و محبت میکردند
لستر وسط آرزوهایش نشست
آ نها را روی هم ریخت تا شد مثل یک تپه طلا
و نشست به شمردنشان تا ......
پیر شد
و بعد یک شب او را پیدا کردند در حالی که مرده بود
و آرزوهایش دور و برش تلنبار شده بودند
آرزوهایش را شمردند
حتی یکی از آنها هم گم نشده بود
همشان نو بودند و برق میزدند
بفرمائید چند تا بردارید
به یاد لستر هم باشید
که در دنیای سیب ها و بوسه ها و کفش ها
همه آرزوهایش را با خواستن آرزوهای بیشتر حرام کرد

نوشته شده در 6 Feb 2012ساعت 10:7 توسط poya

پزشک و مهندس
یک پزشک و یک مهندس در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند. پزشک رو به مهندس کرد و گفت:
مایلى با همدیگر بازى کنیم؟ مهندس که می‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشید.
پزشک دوباره گفت: بازى سرگرم‌کننده‌اى است: من از شما یک سوال مي‌پرسم و اگر شما جوابش را نمی‌دانستید 5 دلار به من بدهید. بعد شما از من یک سوال مي‌کنید و اگر من جوابش را نمی‌دانستم من 5 دلار به شما می‌دهم.
مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهایش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد. این بار، پزشک پیشنهاد دیگرى داد. گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب ندادید 5 دلار بدهید ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم 50 دلار به شما می‌دهم.
این پیشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضایت داد که با پزشک بازى کند.
پزشک نخستین سوال را مطرح کرد: «فاصله زمین تا ماه چقدر است؟» مهندس بدون اینکه کلمه اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و 5 دلار به پزشک داد. حالا نوبت خودش بود. مهندس گفت: «آن چیست که وقتى از تپه بالا مي‌رود 3 پا دارد و وقتى پائین مي‌آید 4 پا؟» پزشک نگاه تعجب آمیزى کرد و سپس به سراغ کامپیوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد. آنگاه از طریق مودم بیسیم کامپیوترش به اینترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمریکا را هم جستجو کرد. باز هم چیز به درد بخورى پیدا نکرد. سپس براى تمام همکارانش پست الکترونیک فرستاد و سوال را با آنها در میان گذاشت و با یکى دو نفر هم گپ زد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند.
بالاخره بعد از 3 ساعت، مهندس را از خواب بیدار کرد و 50 دلار به او داد. مهندس مودبانه دلار را گرفت و رویش را برگرداند تا دوباره بخوابد. پزشک بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟» مهندس دوباره بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و 5 دلار به پزشک داد و رویش را برگرداند و خوابید!!!!
 قبل از هر پیشنهادی به تمام جوانب آن فکر کنید
 
...... 
نوشته شده در 17 Sep 2011ساعت 13:32 توسط poya

صدف و ساحل

 

مردی در کنار ساحل دورافتاده ای قدم می‌زد. مردی را در فاصله دور می بیند که مدام خم می‌شود و چیزی را از روی زمین بر می‌دارد و توی اقیانوس پرت می‌کند. نزدیک تر می شود، می‌بیند مردی بومی صدفهایی را که به ساحل می­افتد در آب می‌اندازد.
- صبح بخیر رفیق، خیلی دلم می­خواهد بدانم چه می­کنی؟
- این صدفها را در داخل اقیانوس می اندازم. الآن موقع مد دریاست و این صدف ها را به ساحل دریا آورده و اگر آنها را توی آب نیندازم از کمبود اکسیژن خواهند مرد.
- دوست من! حرف تو را می فهمم ولی در این ساحل هزاران صدف این شکلی وجود دارد. تو که نمی‌توانی آنها را به آب برگردانی خیلی زیاد هستند و تازه همین یک ساحل نیست. نمی بینی کار تو هیچ فرقی در اوضاع ایجاد نمی­کند؟
مرد بومی لبخندی زد و خم شد و دوباره صدفی برداشت و به داخل دریا انداخت و گفت: "برای این یکی اوضاع فرق کرد."

نوشته شده در 6 Sep 2011ساعت 16:21 توسط poya|

g4ylz6qrg456t8shhi7k.jpg

آیا میدانستید عهد نامه ترکمانچای در روز

 

 23 آبان ماه  ۱۳۸۹ به پایان رسید؟

 

یعنی از روز 24 آبان ماه 1389 رسما" کشور
 
 
 آذربایجان جزء خاک ایران خواهد بود
 
 زیراطبق این عهد نامه
 
 
ایران آذربایجان را در سال 1289 به مدت
 
 100 سال به روسیه داده بود که
 
در تاریخ 23 آبان ماه 1389
 
 
این مدت به پایان رسید!!!!!
 
طلب ایران
 
خبرگذاری تابناک

 چندي است كه ايميل‌هايي در فضاي وب دست به دست مي‌چرخد با اين مضمون كه عهدنامه ننگين تركمنچاي امسال منقضي شده و قانونا از اين پس سرزمين‌هاي جدا شده از خاك ايران بايد به ايران بازگردد. مضمون اين ايميل‌ها چنين است: «اعتبار «عهدنامه تركمنچاي» امسال به اتمام مي‌رسد و قانونا جمهوري آذربايجان بايد به ايران برگردد، چون طبق اين عهد نامه آذربايجان شمالي را به مدت 100 سال به روسيه داده‌اند كه امسال آخرين سال است. لطفا اطلاع رساني كنيد.»

اين ايميل‌ها نه منبعي درست و مشخصي دارند و نه اينكه اساسا اطلاعات ارائه شده در آن صحيح است و انگيزه انتشاردهندگان آن نامعلوم!

نخست آنكه در هيچ يك از بندهاي عهدنامه تركمنچاي موضوع تعيين وقت انقضا براي اين قرار داد مورد اشاره قرار نگرفته است و مشخص نيست كه طراحان اين پروژه مدت 100 ساله را از كجا آورده‌اند؟!

دوم آنكه تاريخ انعقاد قرار داد تركمنچاي 21 فوريه 1828 ( پنجم شعبان 1243 هجري قمري ) است يعني 182 سال‌پيش است و نه 100 سال پيش و بنابراين اگر قرار به انقضاي قرارداد در پايان 100 سال بود، اين مهم بايد 82 سال قبل رخ مي‌داد و سرزمين‌هاي از دست رفته به ايران باز مي‌گشت. پس از انقلاب كمونيستي اكتبر 1917 در روسيه و پايان يافتن حكومت تزارها، دولت لنين اعلام كرد كه تمامي قراردادهاي يكجانبه و تحميلي دولت تزارها با ديگر دول و ملل را به صورت يكجانبه باطل مي‌كنند، اما اين شعار زيباي انقلابيون روسيه هيچ گاه جامه عمل نپوشيد و وارثان حكومت تزارها در روسيه كه اين بارپشت شعارهاي برابري خواهانه كمونيستي و كارگري جمع شده بودند، جنايت‌هايي كردند كه روي پيشينيان تاجدار خود را سفيد كردند!

طبق قرار داد ننگين تركمنچاي (و البته قرارداد گلستانه منعقده در سال 1812) قريب به 650 هزار كيلومتر مربع از بكرترين و بهترين ايالات ايران از كشور ما جدا شده و ضميمه امپراتوري روسيه شد كه هم‌اكنون اين قسمت‌هاي جدا شده تحت حاكميت سه دولت مستقل عضو سازمان ملل (آذربايجان، ارمنستان و گرجستان) قرار دارد.

بايد به تلخي پذيرفت كه پاره‌هاي تن ايران، براي هميشه از سرزمين مادري جدا شده‌اند و اينك، اين ما هستيم و باقيمانده سرزمينمان ايران كه بايد آن را حراست كنيم و پاسدارش باشيم.


باید به این موضوع اشاره کرد که
 
 قسمت اول کاملا صحیح است و
 
 با مطالعه این موضوع ایان میشود
 
 که  تاریخ تحریف نشده ان
 
۱۲۸۹ هجری شمسی است نه هجری قمری !!!
نوشته شده در 21 Aug 2011ساعت 0:38 توسط poya|

فعلا بای 
نوشته شده در 13 Jun 2011ساعت 19:3 توسط poya|

 

jvtt13lr4kqkztftkxp.jpg

من  هستم و تنهایی ، تنهایی هست و یک دفتر خالی.
دفتری پر از برگهای سفید ، دلی پر از غم و نا امید.
دلی پر از حرفهای ناگفته ، تا سحر چند ساعتی مانده.
نور مهتاب بر روی دفتر خالی ، قلبم سرشار از غم و دلتنگی.
چند لحظه می اندیشم که چه بنویسم ، حرفی ندارم برای گفتن پس از یک عشق خیالی مینویسم.
تازه از تنهایی رها شده ام ، با قلم و کاغذ رفیق شده ام.
شاید آنها بتوانند مرا از تنهایی رها کنند ، حرف دلم را بخوانند و آرامم کنند.
تا چشم بر روی هم گذاشتم سحر آمد ، نگاهی به دفتر کردم و جانم به لب آمد.
دفترم پر شده بود ، دلم از درد ها خالی شده بود ، قلمم دیگر جوهری نداشت ، قلبم دیگر دردی نداشت
از آن لحظه به تنهایی عادت کردم ، با دفترم رفاقت کردم ، هر زمان که دلم پر از درد بود ، با دلم ، درد دل کردم .
ای دل هیچگاه نا امید نباش ، در لب پرتگاه نا امیدی نیز به پرواز امید داشته باش.
ای دل هیچگاه خسته نباش ، مثل یک گل بهار ،همیشه شاد باش .
و اینک شاعری پرآوازه ام ، از غم رها شده ام ، و عاشقی شیدایی ام.
هر شب برای او مینویسم و سحر که فرا میرسد اینبار با دلی عاشقتر برایش عاشقانه هایم را میخوانم.


نوشته شده در 6 May 2011ساعت 15:5 توسط poya

06lb0csnum86j668buh.jpg
نوشته شده در 29 Apr 2011ساعت 17:43 توسط poya|

با تشکر از شیما عزیز بابت مطلب با مزش

cl4whe2i2buznxecct92.jpg

يه دوست پسر هم نداريم بهمون پيشنهاد بيشرمانه بده ، ماهم کلي کولي بازي در بياريم
يه دوست پسر هم نداريم مجبورش کنيم اسم مارو رو بازوش خالکوبي کنه

يه دوست پسر هم نداريم با وضع فجيع برم بيرون همه بگن تو چرا اين شکلي شدي بگم اوني که بايد بپسنده پسنديده
يه دوست پسر هم نداريم قاصدک ببينيم بپريم روش بگيم واي ازش خبر آورده

يه دوست پسر هم نداريم از سربازي معاف باشه هر روز بهش بگيم سربازي واسه تو لازم بود خيلي لوس بار اومدي
يه دوست پسر هم نداريم شارژ ايرانسل بده بهمون بگه خطت رو شارژ کن زود به خودم زنگ بزن

يه دوست پسر هم نداريم هر روز بهش بگيم اي کاش رشد عقلتم مثل رشد سيبيلت بود
يه دوست پسر هم نداريم هميشه حرفمون رو گوش کنه نه فقط موقعي که بهش مي گيم ديگه به من زنگ نزن

يه دوست پسر هم نداريم بگه چه خبر عزيزم بگيم داري بابا ميشي
يه دوست پسر هم نداريم هي واسش از جذابيت آقايون کچل بگيم که آخر سر بره دونه دونه موهاشو بکنه جذاب شه

يه دوست پسر هم نداريم هي بهش بگيم من n تا خواستگار دکتر دارم زود باش تکليف منو روشن کن
يه دوست پسر هم نداريم که ديگه هي نگيم من به عشق اعتقادي ندارم

يه دوست پسر هم نداريم هي انگشتمونو بزنيم به پهلوش دو متر بپره بخنديم بهش
يه دوست پسر هم نداريم با شماره دوستش امتحانمون کنه ما هم سربلند از امتحان بيايم بيرون

يه دوست پسر هم نداريم وقتي ناراحتيم الکي از اين حرف هاي اميد دهنده بزنه مثلاً همه چي آرومه و اينا
يه دوست پسر هم نداريم بهش بگيم مي خوام پرايد بخرم بگه بقيه پولشو من مي دم 206 بخر

يه دوست پسر هم نداريم که ثانيه به ثانيه يادآوري کنه که ما فقط دوستاي معمولي هستيم
يه دوست پسر هم نداريم خودمونو واسش لوس کنيم بگه خبه خبه اداي احمق ها رو در نيار

يه دوست پسر هم نداريم يه کم شعور داشته باشه به شعورش توهين کنيم
يه دوست پسر هم نداريم بهمون بگه مواظب خودت باش از پياده رو برو رسيدي خونه تک بزن

يه دوست پسر هم نداريم نگران اين باشيم که يه وقت تو برنامه هاش سفر يه هفته اي به تايلند نزاره
يه دوست پسر هم نداريم وقتي عصباني هستيم با فاميل صداش کنيم مثلاً گوش کن آقاي فلاني

يه دوست پسر هم نداريم برادرزاده ي 6 سالمون نياد بگه عمه فکر کنم هيشکي تورو دوست نداره
يه دوست پسر هم نداريم سرما بخوره هي قربون صدقه صداي گرفتش بريم

يه دوست پسر هم نداريم اس ام اس عاشقونه بفرسته واسمون به جاي جواب عاشقونه گير بديم اين اس ام اس رو کي برات فرستاده؟ هـــــــــــــا؟؟؟؟

يه دوست پسر هم نداريم شب ها آرزوي وصال کنه روزها آرزوي فراق
يه دوست پسر هم نداريم آرزوهامونو بهش بگيم اونم الکي بگه خودم همش رو بر آورده ميکنم

يه دوست پسر هم نداريم بدونه اس ام اس رو فقط نميخونن بلکه جواب هم ميدن
يه دوست پسر هم نداريم هي سفر کاري با دوستاش بره شمال

يه دوست پسر هم نداريم از ترس ترور شخصيتي بخاطر سيبيل هامون هر دو روز يه بار بريم آرايشگاه
يه دوست پسر هم نداريم برامون آواز بخونه با صداي نکرش

يه دوست پسر هم نداريم تو خيابون گربه ببينيم بپريم بغلش بگيم واي ببخشيد از ترس بود
يه دوست پسر هم نداريم درک صحيحي از زمان داشته باشه. ميگه 10 دقيقه ديگه زنگ ميزنم هفته ي بعد زنگ نزنه

يه دوست پسر هم نداريم وقتي ميگيم داره واسم خواستگار مياد ناراحت بشه نگه چه خوب
يه دوست پسر هم نداريم هر روز بهش بگيم تو ديگه مرد شدي وقت زن گرفتنته

يه دوست پسر هم نداريم هر وقت ميره مسافرت شارژر گوشيشو جا بزاره تا برگرده گوشيش خاموش باشه هر غلطي خواست بکنه
يه دوست پسر هم نداريم که وقتي خسته ميشيم کيفمون رو برامون بياره

يه دوست پسر هم نداريم که يکي جز مامانمون شمارمونو از حفظ باشه
يه دوست پسر هم نداريم پاي رقيب که مياد وسط به جاي اينکه بگه انتخاب با خودته يه ذره مبارزه کنه خب

يه دوست پسر هم نداريم از اينترنت بدش بياد اوقات فراغتش رو با ما بگذرونه نه با کامپيوترش
يه دوست پسر هم نداريم باهم تخمه بخوريم هي پوستاشو تف کنيم رو سرو صورت هم

يه دوست پسر هم نداريم هي گازش بگيريم جاي دندونامون يادگاري بمونه
يه دوست پسر هم نداريم بوتيک داشته باشه هي بريم از مغازش جنس برداريم به عنوان هديه

يه دوست پسر هم نداريم دو تا ماشين داشته باشه يه زوج يه فرد. هر روز بريم بيرون نه يه روز درميان
يه دوست پسر هم نداريم نصفه شب اس ام اس هاي محبت آميز برامون بفرسته صبح بيدار شديم بخونيم کيف کنيم

يه دوست پسر هم نداريم وقتي با گريه بهش زنگ مي زنيم نگه هر وقت زر زرت تموم شد بهم زنگ بزن
يه دوست پسر هم نداريم نگه هروقت با همراه اول زنگ زدم فقط حرف هاي مهم رو بگو، چرت و پرت خواستي بگي بگو با ايرانسل ساعت 12 شب به بعد زنگ بزنم

يه دوست پسر هم نداريم بشينيم عکس هاي بچگيشو ببينيم و به درگاه خدا دعا کنيم لااقل بچه ش اين شکلي نشه
يه دوست پسر هم نداريم کوچه علي چپ رو نشناسه

يه دوست پسر هم نداريم بهش بفهمونيم خاطراتش رو واسه خودش نگه داره هي نگه من اينجا خاطره داشتم من با اين آهنگ شب هايي داشتم. ما خانم ها حسوديم بفهميد

يه دوست پسر هم نداريم وقتي با يه دختر حرف ميزنه هي وشگونش بگيريم که يعني بسه جمع کن خودتو
يه دوست پسر هم نداريم يه هفته قبل تولدمون غيب بشه گوشيش خاموش بشه يه هفته بعد از تولد دوباره ظهور کنه بگه عزيزم تصادف کرده بودم

يه دوست پسر هم نداريم تو ماشين آهنگ شيش و هشت بزاريم کله هامونو باهم تکون بديم
يه دوست پسر هم نداريم موقع انتخاب واحد بگه عصر کلاس برندار که باهم بريم بيرون

يه دوست پسر هم نداريم پفک بخوريم يواشکي دستامونو بماليم به صندلي هاي ماشينش
يه دوست پسر هم نداريم اول آشنايي شماره ايرانسل بديم بهش دو روز بعد از آشنايي همراه اول

يه دوست پسر هم نداريم خوش سليقه باشه ما رو انتخاب کنه
يه دوست پسر هم نداريم موبايلمون هميشه تو دستمون باشه ديگه هي گم نشه

يه دوست پسر هم نداريم حتي گاهي گوشيمونو يهو بگيره بگرده بيبينه خيانت ميانت نمي کنيم که
يه دوست پسر هم نداريم دستامونو بگيره محکم تو دستاش بگه حالا اگه زورت ميرسه بکشش بيرون

يه دوست پسر هم نداريم شماره تلفنش بشه همه ي پسوردامون
يه دوست پسر هم نداريم که تهديدش کنيم يا ديگه نبايد سيگار بکشه يا اگه ميکشه منم بايد باهاش بکشم

يه دوست پسر هم نداريم که هيچ، دوست معموليشم نداريم دلمون خوش باشه

نوشته شده در 22 Apr 2011ساعت 14:5 توسط poya

 

q6wec39c8b7jgyurzms.jpg

همه فکر می کنند خیانت در عشق یعنی رفتن سوی دیگری و زیر پا گذاشتن دل دیگری..!درست است که این یک خیانت است اما خوبی این خیانت این است که می فهمی کسی که دوستش داشتی دیگر به تعلق ندارد.اما بزرگترین خیانت تو عشق چیزی جز تظاهر به دوست داشتن و عاشق بودن نیست چون آن گاه باور می کنی که او دوستت دارد و فکر و ذهنش فقط توئی در صورتی که اینطور نیست.!!!! 

 

این بزرگترین خیانت است..........!!!! 

 

و تو نیز بزرگترین خیانت کار..........!!! 

 ndlzjnvn5nro6ht0uh61.jpg

نوشته شده در 22 Apr 2011ساعت 0:11 توسط poya|



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت